خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۸۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بشنید فرخنده عید پیمبرکه روزه ز گیتی برون برد لشکر
۲
یکی تاختن کرد تا در شریعتکند تازه آیین و رسم پیمبر
۳
بیفتاد در تاختن نعل اسبشپدید آمد از روی چرخ مدور
۴
مگر عید فرخنده از خاور آمدکه تابد همی نعل اسبس ز خاور
صفحهٔ ۱ از ۱۴