شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۸۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه آمد داستان خسرو شیرین به سرخسرو دیگر منم شیرینم آن شیرین پسر
۲
من بسی در پیش آن شیرین پسر خدمت‌ کنمهمچنان چون کرد خسرو خدمت شیرین به سر
۳
تا که دارد در جهان چون چشمهٔ آب حیاتدارم از تیار او چون آذر برزین جگر
۴
از فروغ آتش دل وز سرشک آب چشمهر شبی در بسترم برق است و بر بالین مطر
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth