خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۸۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفرساختم ساز رحیل و توشهٔ راه سفر
۲
هرکجا دولت نهد راه سفر در پیش منکی دهد چندان زمان تا بگذرد ماه صفر
۳
چون سپهر از ماه تابان کرد زرین آیتیراه من معلومکرد آن ماه روی سیمبر
۴
یافت آگاهی که من ساز سفر سازم همیدشت و بر یک چند بگزینم همی بر شهر و در
صفحهٔ ۱ از ۲۱