خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۸۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبوح مرا خوش کن ای خوش پسربه میخوارگان ده قدح تا به سر
۲
که چون سر برآرد ز کوه آفتابقدح تا به سر خوشتر ای خوش پسر
۳
چه از آب رز شد زمین بهرهمندتو از آب رز کن مرا بهرهور
۴
تو را چشم بادام و لب شکر استمرا نقل بادام ده با شکر
صفحهٔ ۱ از ۱۰