شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۹۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آمده ز مشرق پیروز و کامکارکرده نشاط مغرب دلشاد و شاد خوار
۲
داده قرار زاول و هند و نهاده رویبر عزم آنکه روم و عرب را دهی قرار
۳
از دودمان و گوهر سلجوق چون تو کیستصاحبقران عالم و سلطان روزگار
۴
زان هفت پادشا که ز سلجوق بوده‌اندکس را نداد آنچه تو را داد کردگار
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth