شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۰۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا باغ زرد روی شد از گشت روزگاربر سر نهاد تودهٔ کافور کوهسار
۲
از برف شد بدایع کهسار در حجابوز ابر شد صنایع خورشید در حصار
۳
هامون برهنه گشت ز دیبای هفت رنگگردون نهفته گشت بَه سنجاب سیل بار
۴
باد صبا به باغ بسوزد همی بخورباد خزان به چرخ برآرد همی بخار
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth