شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۰۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشک و شنگرف است‌ گویی بیخته بر کوهسارنیل و زنگارست‌ گویی ریخته بر جویبار
۲
طَبلهٔ عطارست‌ گویی در میان‌ گلستانتخت بزازست‌ گویی در میان لاله زار
۳
از زمین گویی برآوردند گنج شایگانبر چمن ‌گویی پراکندند دُر شاهوار
۴
از شکوفه باغ شد مانندهٔ رخسار دوستوز بنفشه راغ شد مانندهٔ زلفین یار
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth