شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۱۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را باشد ز دولت بخت نیک آموزگارهمچو سلطان معظم خوش‌گذارد روزگار
۲
خسرو عاد‌ل معزالدین ملک سلطان که هستاز شهنشاهان و سلطانان جهان را یادگار
۳
پادشاهی کز مرادش تا قیامت نگذرندآفتاب اندر مسیر و آسمان اندر مدار
۴
دولت و شاهی بدو نازد وزو باشد همیکارِ دولت مستقیم و بندِ شاهی استوار
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth