خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۴۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای گردش گردون دوّارندانی جز بدی کردن دگر کار
۲
نگردی رام با کس در زمانهنبندی دل به مهر هیچ دیّار
۳
گروهی را نمایی شادمانیوز ایشان دور داری رنج و آزار
۴
پس آنگه ناگهان دودی بر آریاز آن دوده به درد و داغ و تیمار
صفحهٔ ۱ از ۶