خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیمهها بین زده به صحرا برجون سمائی به روی دریا بر
۲
زردگل بین دمیده بر سبزهراست چون کهربا به مینا بر
۳
ژاله بین بر سمن فتاده چنانکاشک وامق بهروی عذرا بر
۴
سوسن تازه بین که تفضیل استبوی او را به مشک سارا بر
صفحهٔ ۱ از ۳