شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۴۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو شب‌ گویی که یکجای است‌ گرد یک بهار اندرو یا زلفین مشکین است‌ گرد روی یار اندر
۲
از آن‌ کوته بود زلفش بر آن روی نگارینشکه‌ کوتاهی بود شب را در ایام بهار اندر
۳
نگار قند لب‌ کاو را بود در جعد سیصد چینچنو یک بت نبیند کس به چین و قندهار اندر
۴
دل اندر عشق او بندم چرا بندم دلم خیرهبه وصف کشمری سروی به‌کشمیری نگار اندر
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth