شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۵۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرگز که شنیدست چنین بزم ‌و چنین سورباریده برو رحمت و افشانده برو نور
۲
بزمی‌است کزین بزم همی فخر کند ماهسوری است کزین سور همی رشک برد حور
۳
از دولت سلطان جهان است چنین بزموز طلعت سلطان جهان است چنین سور
۴
یارب توکنی جان و دل از دولت او شادیارب تو کنی چشم بد از طلعت او دور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth