شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۵۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از خلد گرفت بوستان نورپیرایه و جامه یافت از حور
۲
جامه ز حریر و حُلّه داردسرمایه ز لعل و درّ منثور
۳
بودند چهار مه درختانمانند مقامران مقمور
۴
امروز نگرکه از تجمّلگویی همه قیصر اند و فغفور
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth