شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۶۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بهر تهنیت عید پیش من شبگیرمعطر آمد و آراسته بت‌ کشمیر
۲
نشاط کرده و از بهر عید برده به کارچو بوی خویش به خوشی‌ گلاب و عود و عبیر
۳
قدی چنانکه بود ماه چرخ و سرو بلندرخی چنانکه بود بار سرو و ماه منیر
۴
نموده لؤلؤ لالا ز شَکّرین یاقوتنهفته زهرهٔ زهرا به عنبرین زنجیر
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth