شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۶۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای چو جد و پدر اندر خور دیهیم و سریرناصر دین و خدایت به همه کار نصیر
۲
ملک شیردلی‌، خسرو شمشیر زنیشاه لشکر شکنی،‌ پادشه کشور گیر
۳
گه تو را چون فلک از غرب به شرق است مدارکه تو را چون قمر از شرق به غرب است مسیر
۴
به صُطرلاب و به تقویم تو را حاجت نیستکه صُطُر‌لاب تو تیغ آمد و تقویم ضمیر
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth