شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۶۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید و آدینه بهٔک بار رسیدند فرازوز نشیب آمد خورشید همی سوی فراز
۲
زانکه اندر پی این جشن رسولِ عربیجشن شاهانِ عجم تنگ رسیدست فراز
۳
خرم این جشن‌ که برنامهٔ شرع است نگارخرم این جشن‌ که بر جامهٔ لهوست طراز
۴
این همی سرخ‌کند خاک ز خون قربانوآن همی لعل کند جام ز رنگ بگماز
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth