شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۶۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای سیمتن مکن تن من چون میان خویشای سنگدل مکن دل من چون دهان خویش
۲
گر چون دهان خویش دلم تنگ ‌کرده‌ایباری تنم نحیف مکن چون میان خویش
۳
من جان خویش بر تو فشانم ز خرمیگر بر لبم نهی لب شکّرفشان خویش
۴
از دوستان مدار لب خویش ‌را دریغکز تو همی دریغ ندارند جان خویش
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth