خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۷۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگزلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ
۲
لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم بدیدچنگ را بر لاله زد لؤلؤ و برهم سود چنگ
۳
گفت مهر از من گسستی با تو جای جنگ هستلیکن اندر مهرگان با دوست نتوان کرد جنگ
۴
سرو اگر در باغ باشد دارد او بر سرو باغسیم اگر در سنگ باشد دارد او در سیم سنگ
صفحهٔ ۱ از ۷