شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۷۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برکش ای ترک بر اسب طرب و شادی تنگکه زمستان شد و نوروز فراز آمد تنگ
۲
باد نوروزی با باغ همی صلح کندمن و تو هر دو چرا بیهده باشیم به جنگ
۳
سبز رنگ است ز سبزه سر کوه و لب جویچه‌کشی سر ز خط ای نوش لب سبز آرنگ
۴
آهوان روی نهادند سوی سبزه و آببنه ای آهوی سیمین ز سر این خوی پلنگ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth