شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۸۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهی‌که دولت باقی بدوگرفت جلالشهی‌که ملت تازی به او فزود جمال
۲
خجسته ملت تازی چنو جمال ندیدچنان‌که دولت باقی چنو ندید جلال
۳
چو مشتری است مگر طلعت مبارک اوکه خلق را نظر او مبارک است به فال
۴
به سان آینهٔ روشن است خاطر اوضمیر و سر همه هست اندرو چو خیال
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth