شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۸۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نگاری‌ که به حسن از تو زند حور مثلای غزالی‌ که سزاوار سرودی و غزل
۲
بر عرب هست ز بهر تو عجم را تفضیلکه عجم وصف تو گفته است و عرب وصف طلل
۳
سرو زیر حُلّل و ماه بود زیر حلیچون تو آراسته باشی به‌حلی و به حلل
۴
خوی گرفته است بناگوش تو از شرم چنانکوقت شبگیر بود بر سمن و نسرین تل
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth