شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۸۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذشت مه روزه و آمد مه شوالاکنون من و ساقی و می و مطرب و قوال
۲
نائب نتوان بود که بیکار بمانندساقی و می و مطرب و قوال به شوال
۳
کردند شب عید همه نور ز قندیلتحویل سوی جام و دگرگونه شد احوال
۴
می‌خواره به دل یافت می و نغمه و مطرباز آب سحرگاهی و از غُلغُل طبال
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth