خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۹۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی ز مشک زند برگل شگفته رقمگهی ز قیر کشد بر مه دو هفته قلم
۲
گهی زندگره زلف او سر اندر سرگهی شود شکنِ جَعدِ او خَم اندر خَم
۳
رخش چو لاله و بر لاله از شکوفه نشانلبش جو بُسّد و بر بُسّد از بنفشه رقم
۴
به روی و موی نگارم نگاه باید کرداگر ضیا و ظلم راکسی ندیده به هم
صفحهٔ ۱ از ۱۱