شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۰۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منت خدای را که برون آمد از غمامبدری که هست پیشرو دودهٔ نظام
۲
صدری که هست خادم پایش سر کفاتمیری‌ که هست عاشق دستش لب‌ کرام
۳
شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلکفرخنده نصر دولت ابوالفتح بن نظام
۴
دستور زاده‌ای که به اقبال و مکرمتچون واسطه ز عقده همی تابد از انام
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth