شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۱۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایا ای جوهر علوی گرفته چرخ را دامنتورا شب برفراز سر تو را سیاره پیرامن
۲
به رنگین باشه‌ای مانی که درگردون زند چنگلبه زرین لعبتی مانی که در هامون کشد دامن
۳
نمایی‌گه رخ روشن وزان گردد هوا تیرهبرآری‌گه دم تیره وزان‌گردد زمین روشن
۴
پس از پیدا شدن باشد به چرخ اسفلت منزلچو پیش از دم‌زدن باشد زسنگ دامنت مسکن
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth