شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۲۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برشکسته سنبل مشکین به نسترنماه غزل سرای من ای سروِ سیم‌ُتن
۲
در پیچ زلف توست هزاران هزا‌ر تابدر سحر چشم توست هزاران هزار فن
۳
کژی شدست با خم زلف تو مُتَّفقخوبی شدست با رخ خوب تو مُقْتَرن
۴
در بُسدّین دو شَکّر تو معجزِ مسیحدر نرگسین دو چشم تو تلبیس اهرمن
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth