شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۲۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بهشت است این همایون بزم سلطان جهانحَبّذا بزمی همایون چون بهشتِ جاودان
۲
ساکنانش حورِ سیمین عارضِ زرین‌ کمرخازنانش ماه آتش ناوَکِ آهن کمان
۳
نوبهارست این شکفته در میان نوبهاربوستان است این نهاده در میان بوستان
۴
چون لب رنگین خوبان آب او یاقوت‌ رنگچون سر زلفین خوبان باد او عنبر فشان
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth