شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۲۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چیست آن دریا که هست از بخشش او در جهاننیل و سیحون و فرات و دجله و جیحون روان
۲
کشتی امید خلق آسوده اندر موج اوموج او اندر جهان پیدا و ناپیدا کران
۳
اندر او غَوّاص فکرت گوهر آورده به دستواندر او ملاح دولت برکشیده بادبان
۴
ساحل او منتهای همت خرد و بزرگلجهٔ او ملتجای دولت پیر و جوان
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth