خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۴۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان پیر دیگرباره تازه گشت و جوانبه تازگی و جوانی چو بخت شاه جهان
۲
چه باک از آنکه جهانگه جوان وگه پیرستهمیشه شاه جوان است و بخت شاه جوان
۳
سر ملوک، ملک شاه دادگر ملکیکه شهریار زمین است و پادشاه زمان
۴
زکین او به دل اندر فسرده گردد خونز مهر او به تن اندر شکفته گردد جان
صفحهٔ ۱ از ۸