شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۵۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سزد گر بشنود توحید یزدانهر ان مؤمن که او باشد سخندان
۲
که چون باشد سخنور مرد مؤمندلش بگشاد از توحید یزدان
۳
خداوندی که بی ‌آلت بیفروختهزاران شمع بر گردون گردان
۴
ز تاریکی لباسی داد شب راکه ماه از دامن او هست تابان
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth