خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۵۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جهانداری بود پاینده از بخت جواندر جهانداری جوانبخت است سلطان جهان
۲
سایهٔ یزدان ملکشاه آن جوانبختی که هستبر همه شاهان گیتی کامکار و کامران
۳
آنکه ایزد قدر او را همچو او دارد بزرگوانکه دولت بخت او را همچو او دارد جوان
۴
رونق و قیمت به او باشد جهان را تابودچشم را قیمت به نور و جسم را قیمت به جان
صفحهٔ ۱ از ۵