شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۶۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد ز تاثیر سپهر سرکش نامهربانهجر یار مهربان چون وصل باد مهرگان
۲
لاجرم‌گیتی و من هر دو موافق‌گشته‌ایماو ز باد مهرگان و من ز یار مهربان
۳
او همی دارد هوا را سرد بی‌دیدار اینمن همی‌دارم‌نفس را سردبی‌دیدار آن
۴
او همی ریزد بعمدا بر زمردکهربامن همی سایم بعمدا برشقایق زعفران
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth