خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۶۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بت من است نگاری که قامت و دل آنز راستی و ز ناراستی است تیر و کمان
۲
اگر میان کمان آشکاره باشد تیرنهاده است کمان در میان تیر نهان
۳
اگر نه چشم من و چشم یار کردستندز بهر دوستی و مهر بیعت و پیمان
۴
چرا فرستد آن آب خویشتن سوی اینچرا فرستد این خواب خویشتن سوی آن
صفحهٔ ۱ از ۶