خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۷۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه من بر چهره دارم یار دارد در میانوآنچه من در دیده دارم دوست دارد در دهان
۲
چهرهٔ من با میانش گشت پنداری قریندیدهٔ من با دهانش کرد پنداری قران
۳
گر تو را باور نیاید کاو دهان دارد چنینور تورا صورت نبندد کاو میان بندد چنان
۴
بنگر اینک تا ببینی در پاکش در دهنبنگرآنک تا بیابی زر نابش در میان
صفحهٔ ۱ از ۱۱