خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۷۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطّ است گرد عارض آن ماه دلستانیا سنبل است ریخته بر طرف گلستان
۲
یا عنبرست حلّ شده بربرگ نسترنیا مورچه است صفزده برگرد ارغوان
۳
از کوچکی که هست مر آن ماه را دهناز لاغریکه هست مر آن ماه را میان
۴
چون در میان و در دهن او نگه کنیگوئی میان او کمرست و کمر دهان
صفحهٔ ۱ از ۱۵