خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۸۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدایا دور کن چشم بد از این دولت میمونوزین شاه مبارک رای ملک آرای روزافزون
۲
شهشرق ارسلان ارغو که هست اندر جهانداریبه بهروزی چو اسکندر به بیروزی چو افریدون
۳
به هر ماهی که نوگردد نصیب او ز هفت اختریکی ملک است دیگر سان یکی فتح است دیگرگون
۴
خردمندان دولت را به تاریخ فتوح اندرشگفتیها زیادت گشت ازین معنی که رفت اکنون
صفحهٔ ۱ از ۶