خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۸۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جشنی است بس مبارک عیدی است بس همایونبر شهریار گیتی فرخنده باد و میمون
۲
شاهی که طلعت او هر روز بندگان راعیدی بود مبارک جشنی بود همایون
۳
آنجا که هست کامش باکام اوست دولتوانجا که هست رایش بارای اوست گردون
۴
تا آخته است خنجر پرداخته است گیتیاز دشمنان مُفْسِد وز حاسدان ملعون
صفحهٔ ۱ از ۵