خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۰۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به ملک و دولت و شاهی سزای آفرینوز هنرهای تو خشنود ایزد جانآفرین
۲
گرچه هستند آسمان را اختران نوربخشرشک باشد بر زمینش تا تو باشی بر زمین
۳
در همه کاری دل تو راستی خواهد همیراستی خواهد دل صاحبقران راستین
۴
نسختی از لوح محفوظ است گویی خاطرتکاندرو بینی و دانی بودنیها بر یقین
صفحهٔ ۱ از ۸