شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۰۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد آن فصلی کز او خرم شود روی زمینبوستان از فر او گردد چو فردوس برین
۲
نافه‌های مشک بشکافد چو عطاران هوارزمه‌های حله بگشاید چو بزازان زمین
۳
لعل با مرجان برآمیزد درخت ارغوانلولو از مینا برانگیزد درخت یاسیمین
۴
شاخ‌گل با جام مُل در بزمها گردد ندیمجام‌مل با شاخ‌گل در باغهاگردد قرین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth