شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۰۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ساقی نو آیین پیش آر جام زرینمی ده به دست سلطان بر یاد فتح غزنین
۲
گر چیره شد سلیمان یک چند بر شیاطینامروز شاه سنجر شد چیره بر سلاطین
۳
پیلان شدند خسته خصمان شدند غمگینخصمان ز درد و حسرت پیلان به تیغ و زوبین
۴
درهم شدند لشکر برهم زدند همگینآن تاج‌های زرین و آن تخت‌های سیمین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth