شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۳۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشاده‌روی و میان بسته بامدادِ پگاهفروگذشت به کویم بتی به روی چو ماه
۲
اگر زمهر بود بامداد نور جهانز ماه بود مرا نور بامداد پگاه
۳
مهی که بود به قد سرو دلبرانِ سرایبتی‌که بود به رخ ماه نیکوان سپاه
۴
دو زلف چون دو شب و ماه در میان دو شبجبین چو مشتری و مشتری به زیرکلاه
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth