شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۳۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاهنوبهار ملک و دین و آفتاب تخت و گاه
۲
جز تو در عالم ندیدم نوبهاری با قباجز تو در گیتی ندیدم آفتابی با کلاه
۳
دادْ دادن رسم توست و دادْدِه بِه شهریارنام جستن کار توست و نامورْ بهْ پادشاه
۴
اصل شاهی گر هنر باشد تویی اصل هنرپشت شاهی گر سپه باشد تویی پشت سپاه
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth