خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۴۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَریگشت تابنده ز دریای معانی گهری
۲
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنکملکالعرش عطا داد ملک را پسری
۳
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هستشجری تازه که آورد نو آیین ثمری
۴
همه آرایش باغ از شجر و از ثمرستاینتْ میمون ثمری وینتْ همایون شجری
صفحهٔ ۱ از ۸