خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۴۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک من دارد شکفته گُلستان بر مشتریمشتری بر سرو و سرو اندر قبای شُشتری
۲
بر سمن یک حلقهٔ انگشتری دارد ز لعلوز شبه بر ارغوان صد حلقهٔ انگشتری
۳
در جهان هرگز نگار آزری گویا نشددر میان آدمی هرگز نشد پیدا پری
۴
این شگفتی بین که تا تُرک من از مادر بزادشد پری پیدا و شد گویا نگار آزری
صفحهٔ ۱ از ۱۳