شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۵۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منیستارهٔ سپهی آفتاب انجمنی
۲
به مجلس اندر گویی که ماه بر فلکیبه موکب اندر گویی که سرو در چمنی
۳
ز عاشقان منم اندر جهان که آن تو امز دلبران تویی اندر جهان که آن منی
۴
به روی خوب شدی چون پیمبر چاهیمگر پیمبر چاهی تویی که چَهْ ذقنی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (بسیط مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth