شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دلم بستدی ای ماه و ندادی دادمکشتهٔ عشق شدم راز نهان بگشادم
۲
سرد بردی دلم از عاشقی و جستن عشقلاجرم زود شدم عاشق و گرم افتادم
۳
پدر و مادر من بنده نبودند تو رامن تو را بنده شدم‌ گرچه به اصل آزادم
۴
هر شبی بر سر کوی تو برآرم فریادنکنی رحمت و یکشب نرسی فریادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth