خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن صنم کاندر دو لب تنگ شکر دارد همیبر سر سرو روان شمس و قمر دارد همی
۲
حلقههای زلف او عمدا کند زیر و زبرتا دل و جانمرا زیرو زیردارد همی
۳
تلخ گفتار است و شیرین لب نگارین روی منوین عجب بنگر که زهر اندر شکر دارد همی
۴
آیت و اللیل بر خواند همی شمس الضحاشتا نقاب از آیت وَالْفَجر بردارد همی
صفحهٔ ۱ از ۲