شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانیور هر دو بخواهی به‌ تو بخشم به زمانی
۲
با چون تو بتی زشت بود گر چو منی راتیمار دلی باشد و اندیشهٔ جانی
۳
از کوچکی ای بت که دهان داری گفتمآن غالیه‌دان است همانا نه دهانی
۴
وز لاغری ای بت که دهان داری گویمآن سیمین کلک است همانا نه میانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth