خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ رابر هم زن و در هم شکن هم صلح را هم جنگ را
۲
بوّاب خلوت خانه را گویید زنهار ای فلاندر مجلس ما آمدن رخصت مده دل تنگ را
۳
یار قلندر پیشه را شاید که اینجا ره دهیچون حلقه بر در زن ولی اغیار بی فرهنگ را
۴
شوخی و شنگی خوش بود از خوبرویان راستیدارم قبول از جان و دل هم شوخ را هم شنگ را
صفحهٔ ۱ از ۳