خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست که چاره ای کند جانِ به لب رسیده راباز به دست ما دهد پایِ دل رمیده را
۲
کیست که او خبر کند یار مرا ز حال منتا به دعا مدد دهد یارِ ستم رسیده را
۳
هیچ خیال آن پری از نظرم نمیرودکاج به خواب دیدمی آن به خیال دیده را
۴
تفِّ سمومِ سینه ام تا به خیال کم رسدهر نفس آب میزنم صحن سرای دیده را
صفحهٔ ۱ از ۳